در ايران و جهان تجربيات مختلفي در مورد شاخصهاي خشكسالي وجود دارد:

مک کي و همکارانش؛ (Mckee 1993) شاخص بارش استاندارد شده (SPI) را به منظور تعريف و پايش خشکسالي و تعيين کمبود بارش براي مقياس هاي زماني 3، 6، 12، 24 و 48 ماهه توسعه دادند. مرکز ملي تعديل خشکسالي ايالت متحده به منظور پايش خشکسالي و شرايط ذخيره رطوبت خاک از شاخص SPI استفاده مي نمايد. داله زيوس و همکاران؛ (2000) براساس تحليل منحني هاي شدت، تداوم و فراواني خشکسالي؛ نقشه هاي هم شدت خشکسالي را براييونان ترسيم کردند و نتيجه گرفتند که نواحي شمالييونان نسبت به نواحي جنوبي آن از خشکسالي شديدترين برخوردار است.

هايس و همكاران (Hayes ، 1999) گمان دارند كه استفاده کنندگان از شاخص SPI در دنيا رو به افزايش است. در ترکيه و در اکثر کشورهاي قاره آفريقا از اين شاخص در پايش خشکسالي استفاده شده است، همچنين گروه هاي ديگري مانند مرکز آب وهوايي کلرادو(آمريکا)مرکز اقليم منطقه ي غرب (CCRW)و مرکز ملي کاهش خشکسالي در ايالات متحده از اين شاخص استفاده مي نمايند.  در ايران نيز نتايج حيدري ويزداني نشان مي دهد شاخص بارندگي استاندارد(SPI) درمقياس فصلي عملکرد بهتري نسبت به ديگر شاخص ها دارد، برتري شاخص SPI در تحقيقات لشني زند و تلوري (1384) و مقدسي و همکاران (1384) و اختري و همکاران (1385) مطابقت دارد. تام؛ (1966) پي برد که توزيع آماري گاما برازش خوبي با سري زماني اقليمي بارندگي دارد.

مرکز ملي تعديل خشکسالي ايالت متحده به منظور پايش خشکسالي و شرايط ذخيره رطوبت خاک از شاخص بارش استاندارد شده استفاده مي نمايد (3NDMSَ، ۱۹۹۵). هنريکوس و سانتوز (۱۹۹۸Henriques, و. Santos) به منظور تحليل خشکسالي هاي پرتغال، ازيک مدل توزيع منطقه اي خشکسالي استفاده کردند و نقشه هاي پهنه بندي خشکسالي و منحني هاي شدت، مساحت- فراواني خشکسالي را ترسيم کردند. بنجامين و ساندرز (.Benjamin و Saunders ۲۰۰۲) رابطه فراواني و تداوم خشکسالي هاي اروپا را در مقياس هاي زماني مختلف مطالعه کرد و نتيجه گرفت که در مقياس زماني کوتاه مدت فراواني خشکسالي و در مقياس زماني درازمدت تداوم خشکسالي ها بيشتر است. داله زيوس و همکاران؛ (۲۰۰۰Dalezios) براساس تحليل منحني هاي شدت، تداوم و فراواني خشکسالي؛ نقشه هاي هم شدت خشکسالي را براييونان ترسيم کردند و نتيجه گرفتند که نواحي شمالي يونان نسبت به نواحي جنوبي آن از خشکسالي شديدتري برخوردار است. هانگ بيان داشتيک شاخص خشکسالي زماني مفيد است که بتواند ارزيابي کمي، ساده و روشني از خصوصيات اصلي خشکسالييعني تداوم، شدت، فراواني و سطح درگير با خشکسالي ارائه دهد (هانگ و هيز، ۲۰۰۱ Hong  و Hayes).

Hong Wu و همكاران (2001)، سه شاخص خشكسالي  بارندگي استاندارد شده،  Z چيني و ZSI را در چهار ناحيه در كشور چين كه شرايط خشك تا مرطوب را داشتند با استفاده از ۴۸سال آمار بارندگي (1998 تا 1951) و دوره هاي 1، 3، 6، 9 و12 ماهه ارزيابي كردند. در اين تحقيق شاخص SPI مبنا قرار داده شد و ساير شاخص ها و عكس العمل آنها در سال هاي خشك و تر نسبت به اين شاخص ارزيابي گرديد. براي اين بررسي از همبستگي خطي بين مقادير اين شاخص ها با SPI استفاده شد. اين همبستگي بين مقاديرSPI وCZI بيانگر اين است كه SPI وCZI معمولاً رابطه خوبي در مقياس هاي زماني مختلف، بجز در مقياس زماني ۳ ماهه و در شرايط بسيار خشك از خود نشان مي دهد.  در مجموع نتايج تحقيق فوق نشان داد كه،‌‌ اين شاخص ها توانايي خوبي براي پايش خشكسالي در مقياس هاي زماني مختلف دارد. برتري ZSI و  CZIنسبت به SPI از اين بابت است كه اين دو شاخص، بر خلاف  SPI نواقص آماري را در بين سري داده ها قبول مي كند و محاسبات ساده تري دارد. از طرف ديگر CZI نسبت به كمبود بارندگي و شرايط خشكسالي از دو شاخص ديگر عكس العمل بيشتري را نشان مي دهد و مقادير منفي بزرگتري را نسبت به بقيه ارائه مي نمايد. در صورتي كه ZSI براي خشكسالي هاي شديد قابليت زيادي را از خود نشان نداد.

قطره ساماني در سال 1379 روند خشكسالي ها و ترسالي هاي استان چهارمحال و بختياري را با استفاده از دهكها بررسي و دوره و روند خاصي نتوانست در ميان آنها پيدا كند و با توجه به دهك اول، دوم و سوم نشان داد كه از شرق به غرب و همچنين از شمال به جنوب تعداد دوره هاي خشك كاهش يافته است.

حسني ها و صالحي در سال 1379 وضعيت دوره هاي خشك و روند آن را در استان زنجان بر اساس چهار نمايه آماري درصد بارش ميانگين، انحراف از ميانگين، كلاسه بندي بارش و توزيع استاندارد مشخص و توصيف كرده اند.

خليلي و بذرافشان در سال 1382 به مطالعه برخي نمايه هاي خشكسالي و هواشناسي در چند نمونه اقليمي پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه نمايه هاي دهكهاي بارندگي و نمايه معيار بارندگي سالانه بهترين كاربرد را براي ارزيابي خشكسالي هاي هواشناسي ايران دارند.

از معايب شاخص استاندارد شده بارش عدم محاسبه در ماهاي فاقد بارش است. كه در برخي از ماه هاي موجود در ايستگاه ها داراي بارش نباشند شاخص بارش استاندارد شده قادر به تجزيه و تحليل داده ها و تعيين وضعيت ترسالي و خشكسالي در كل دوره در همان ماه را ندارد. اين مشكل توسط بذرافشان (1381) و محسني ساروي و همكاران (1383) نيز ذكر شده است.

شاخص احيائي خشكي يا RDI  شدت و مدت خشکسالي را نشان مي دهد و جهت پيش بيني خشکسالي استفاده مي شود. در اين شاخص ميزان آب حوضه آبخيز همراه با درجه حرارت، بارندگي، يخ، جريان آب و ميزان ذخيره آب  مورد استفاده قرار مي گيرد.اين شاخص دما و تبخير را نيز در نظر دارد و براي هر حوضه به طور جداگانه مورد استفاده واقع مي شود( حيدري شريف آباد،1383)

حميديان پور و خالدي (1384) به منظور بررسي ويژگي هاي خشکسالي و تحليل دوره هاي آن و همچنين ارتباط بين خشکسالي هاي اقليمي و هيدرولوژيک در منطقه دشت مشهد از داده هاي بارش سال هاي 53 تا 83 و آبدهي رودخانه هاي منطقه و داده هاي سطح ايستابي آبهاي زيرزميني منطقه در همين دوره استفاده نموده است.

براي مطالعه پديده خشكسالي وجود داده هاي مناسب و طولاني مدت پارامترهاي اقليمي و هيدرولوژيكي بسيار ضروري است. بدون وجود اين داده ها امكان مطالعه در اين زمينه ميسر نمي گردد. بارندگي اصلي ترين عاملي است كه ايجاد، گسترش و دوام خشكسالي ها را كنترل مي كند، اما تبخير و تعرق مهمترين پارامتر اقليمي است كه مي تواند رفتارهاي خشكسالي را در هر منطقه اي بيان نمايد. اما مشكلاتي كه بر سر را محاسبه تبخير و تعرق در طي تاريخ وجود داشته است موجب شده است كه بارندگي به عنوان مناسبترين و قابل دسترس ترين پارامتر اقليمي براي ساخت و محاسبه شاخص هاي خشكسالي شناخته شود. در واقع شاخص هائي كه تنها بر پايه داده هاي بارندگي استوار مي باشند در مقايسه با شاخص هاي پيچيده تر هيدرولوژيكي نتيجه بهتري مي دهند(Oladipio, 1985). از ميان شاخص هائي كه بر اساس استفاده از پارامتر بارندگي استوار مي باشند، شاخص بارندگي استاندارد (Standardized Precipitation Index, SPI)، و شاخص دهكها (Deciles) از اعتبار و دقت بسيار مناسبي بر خوردار هستند و مورد پذيرش جوامع علمي و كاربران قرار گرفته اند. در اين مطالعه نيز از شاخص SPI به جهت اعتبار خاصي كه در نزد متخصصين پيدا كرده است براي بررسي پديده خشكسالي در اين تحقيق بهره گرفته شده است.

ویژگیها ومشخصات خشکسالی

پارامترهاي مهم و حياتي مرتبط با خشكسالي كه در طراحي ها و برنامه ريزي هاي محيطي مورد نياز هستند، شامل تداوم (duration)، شدت (severity) و بزرگي خشكسالي (magnitude) مي باشند. تداوم و شدت خشكسالي دو ويژگي اوليه و اساسي خشكسالي مي باشند كه مستقيماً به مقادير پارامتر مورد بررسي وابسته هستند. بزرگي خشكسالي، پارامتر ثانويه اي مي باشد كه به تداوم و شدت خشكسالي وابسته است (دراکوب، 1985). تحليل فراواني خشكسالي ها در قالب تداوم، شدت و بزرگي پيچيده است زيرا كه هريك از اين ويژگيها ممكن است توزيع احتمالاتي خاص خود را دارا باشد (يويجويچ، 1967 و دراکوب و همکاران، 1980).

پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداری کشور(1384) ويژگيهاي خشکسالي را به شرح زير مرور مي کند:

آغاز و خاتمه خشكسالي:    تشخيص زمان آغاز و پايان خشكسالی بسيار مشكل است. تعيين زمان آغاز خشكسالی به تعريف شاخص مورد استفاده وابسته است. بديهی است كه اين زمان با پايان آخرين بارش مفيد آغاز نمی شود، بلكه ممكن است تا زمان اتمام ذخيره رطوبت خاك به طول انجامد. وقوع بارشهاي هرچند اندك در زمان آغاز خشكسالی، پيچيدگي خاصي به موضوع مي بخشد، بنابراين درحالت كلی می توان گفت زمان آغاز خشكسالی، زماني است كه ذخيره رطوبتی چه در محيط خاك (خشكسالي كشاورزي) و چه در مخازن آبی (خشكسالی هيدرولوژيك) خاتمه يافته باشد. پايان خشكسالی نسبت به  آغاز آن محسوس تر است.

     زمان آغاز تا پايان خشكسالی كه به عنوان دوره تداوم خشكسالی خوانده می شود, يكي از ويژگيهای اساسی خشكسالی محسوب می گردد. مقياس زمانی دوره تداوم يك خشكسالی می تواند از روز, ماه تا سال تفاوت نمايد. هرقدر دوره تداوم خشكسالی طولانی تر شود، ميزان ذخاير آب منطقه، تحت خطر جدی قرارگرفته و به همين جهت می تواند شدت خشكسالی رخداده را افزايش دهد.

 تداوم خشكسالی:    تداوم خشكسالي عبارتست از دوره اي كه مقدار آب در آن بطور پيوسته كمتر از يك آستانه معين باشد. آستانه يا سطح مبنا(Truncation Level) عبارت از معياري است كه مقدار يك متغيير نسبت به آن سنجيده مي شود. اين آستانه مي تواند ميانگين درازمدت و يا ميانه سري زماني مورد مطالعه باشد.

شدت و بزرگی خشكسالی:     ميزان كمبود آب در هر گام زماني (مثلاً ماهانه) از يك دوره خشكسالي نسبت به آستانه، شدت خشكسالي(Severity) ناميده مي شود و مجموع شدتها در گامهاي متوالي يك دوره خشكسالي، تحت عنوان بزرگي(Magnitude) خشكسالي خوانده مي شود. شديدترين خشكسالي تاريخی عبارت است از دوره اي كه داراي بزرگترين تداوم بوده و بزرگترين مجموع كمبود نسبت به آستانه را داشته باشد. هرچه انحراف بارندگی نسبت به شرايط ميانگين و يا آستانه تعيين شده بيشتر باشد به همان اندازه شدت خشكسالي بيشتر و ميزان تاثير خشكسالی بيشتر نمود پيدا می كند. علاوه براين، ميزان استمرار حالت خشكسالی دريك منطقه نيز گويای شدت خشكسالی درهمان منطقه است، يعني درشرايطی كه خشكسالی تنها براي يك ماه استمرار داشته باشد احتمال دارد بارش ماه بعد، كمبود ماه مزبور را جبران نمايد، ولی اگر ماه بعدی نيز خود نسبت به شرايط طبيعی كمبود داشته باشد، به مراتب در شدت بخشيدن به حالت خشكسالی موثر خواهد بود. ويژگی ديگر خشكساليها، intensity ناميده مي شود كه عبارت از نسبت بزرگي به تداوم خشكسالي مي باشد. پديده خشكسالي بايد برمبناي يك آستانه معين اندازه گيري و سنجيده شود. اين آستانه بر اساس نوع فعاليت تعيين مي گردد. بنابراين در هنگام طراحي سيستم مديريت كمبود منابع آب جهت مقابله با بحران خشكسالي وكمبود آب، آستانه براساس نوع فعاليت توسط طراح و يا مدير منابع آب تعيين مي گردد (شارما، 2000).

     ميزان انحراف متغير مورد مطالعه نسبت به آستانه و همچنين، زمان استمرار آن، بيانگر شدت خشكسالی است. به همين منظور برای مشخص ساختن اين عامل در مطالعه خشكسالی، محققان با استفاده از شاخصهای مختلف سعی می كنند, درجه ناهنجاری منفی متغير مورد مطالعه را نيز مد نظر قراردهند.

فراوانی خشكسالی:   فراوانی خشكسالی نيز از اهم ويژگيهای مورد مطالعه در بررسی خشكسالي يك منطقه بشمار می آيد كه می تواند در مقياسهای مختلف زمانی ( برای مثال سالانه، ماهانه و فصلی ) محاسبه شود. با توجه به وجود شدتهای مختلف خشكسالی، بررسی فراوانيها مي تواند براي هريك از اين مقياسها صورت گيرد. محاسبه توزيع فراوانی در شدتهای مختلف می تواند در ارزيابی پتانسيل منطقه مورد مطالعه نسبت به شدتهای مختلف خشكسالی كاربرد داشته باشد. اين محاسبه می تواند از طريق توابع توزيع احتمال فراوانی براي بررسي احتمال و يا دوره های برگشت خشكسالی برای پيش بيني های آتی مورد استفاده قرارگيرد.

گستره خشكسالی: گستره رويدادهاي خشكسالی همانند شدت و بزرگي آن متفاوت مي باشد. بسته به علت و يا علت هاي  ايجاد خشكسالي منطقه تحت پوشش آن تغيير مي كند. برخي از خشكسالي ها در گستره هاي وسيع و برخي در گستره هاي محدود عمل مي كنند. خشكسالی هاي قاره ای كه بويژه درمناطق خشك اتفاق  می افتند در گستره هاي وسيع كه صدها و يا هزاران كيلومتر مربع را می پوشاند، گسترش پيدا می كنند. به نظر محققان استراليا، احتمال دارد اين پديده نيمی از استراليا را درطی 50 سال آينده فراگيرد.  

دوره تناوبی رخداد خشكسالی:  بررسيهای مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و ساير پديده های طبيعی به صورت رخدادهای منظم، بخش زيادی از تحقيقات محققان را به خود اختصاص داده است. بطوری كه بيش از 1000 مقاله دررابطه با ارتباط رخدادهای آب و هوايی با سيكل 11 ساله كلفهای خورشيدی تهيه شده است.   كلفهای خورشيد عبارت از لكه هايی هستند كه به دليل اختلاف درجه حرارت درسطح خورشيد، بصورت لكه های سياهی بنظر می رسند. چگونگی پيدايش اين لكه ها هنوز به درستی شناخته نشده است و بيشتر تصور می رود كه زبانه كشيدن و در هم پيچيدن توده های گاز مشتعل خورشيد, باعث پديد آمدن آن می گردد. براساس بررسي های موجود، امروز رابطه ميان لكه های خورشيدی با برخی از پديده های زمينی به اثبات رسيده است. در رابطه با تناوب رخدادهای خشكسالی، برخی از محققان علاوه برتناوب 11 ساله به دوره 22 ساله يا چرخه هايی10 ساله پي برده اند (بلم و مولي 1981 ). برخی از محققان نيز به دوره تناوبی بيشتری اشاره كرده اند. با توجه به كارهای بسياری كه در اين زمينه انجام شده است هنوز قانومندی علمی كه بطور قطع مورد پذيرش واقع شود، عنوان نگرديده است. به هنگام كاهش تعداد كلفهای خورشيدی، خشكساليهای شديد اتفاق افتاده اند. اين گونه مطالعات درسايركشورها ازجمله استراليا و هند نيز صورت گرفته است.

به هر حال امروزه تکنيکهاي مختلفي برای شناسائی مشخصات خشکسالي را محققان در دست بررسی دارند که امکان ارائه آن در اين مجال نيست و علاقمندان لازم است به منابع و مجلات مرتبط مراجعه نمايند.

خشکسالی در کشورهای دیگر


خشکسالي از پديده هاي مورد توجه دانشمندان در سطح دنياست. بررسی­های انجام شده در جهان نشان می­دهد که خشکسالی، از نظر فراوانی وقوع و همچنين ويژگی­هايی که داراست نسبت به ساير بلايای طبيعی اولويت داشته و مخاطره آميزتر است. لذا نيازمند توجه بيشتری در تصميم­گيری­های سياسی می­باشد(ويلهايت،1985).

سازمان ملل متحد هشدار داده است که اگر جهان به ميزان فعلي به مصرف آب ادامه دهد، تا سال 2025 بيش از دو ميليارد و 700 ميليون نفر در جهان با کمبود آب مواجه خواهند شد.گزارشي که به مناسبت "روز جهاني آب" 22 مارس سال گذشته منتشر شد، همچنين هشدار مي دهد که 2 ميليارد و 500 ميليون نفر ديگر نيز در نقاطي زندگي خواهند کرد که يافتن آب شيرين براي برطرف کردن نيازهاي روزمره دشوار خواهد بود.

براساس گزارش سازمان ملل در آينده اي نزديك ۳۱ كشور جهان با كمبود آب مواجه خواهند شد و نام ايران به عنوان يكي از بحراني ترين كشورهاي درگير كمبود آب در آينده برده مي شود. انتظار مي رود تا سال ۲۰۲۵ بيش از دو سوم جمعيت جهان در شرايط كمبود جدي آب قرار بگيرند ويك سوم بقيه در شرايط كميابي آب زندگي كنند. ۵۰ سال ديگر عربستان كاملاً از آب تهي خواهد شد.
طليعه بحران هم اينك در چين، آفريقا، هند، تايلند، مكزيك، مصر و ايران نمايان شده است. رودخانه هاي اصلي دنيا شامل نيل در مصر، گنگ در جنوب آسيا، رود خانه زرد چين و كلرادوي آمريكا به شدت تهديد مي شوند. حتي ۳۳ رودخانه اصلي انگليس اكنون كمتر ازيك سوم آب دارند. كاهش آب رود دانوب نيز به صنعت گردشگري و ماهي گيري صدمه زده است. تحقيقات سازمان ملل حاكي از آن است كه منابع قابل استفاده آب ايران از ۲۰۰ ميلياردمتر مكعب و در سال ۱۹۹۰ به ۷۲۶ تا ۸۶۰ ميلياردمتر مكعب در سال ۲۰۲۵ كاهش خواهديافت.

در کشور ترکيه کوموسکو (1999) مقادير SPI را برای 40 ايستگاه که در 7 بخش اقليمی متفاوت قرار داشتند، در دوره آماری 1997-1940 و مقياسهای زمانی 3، 6، 12 و 24 ماهه محاسبه کرد. نتايج اين تحقيق نشان داد که در مقياسهای زمانی طولانی تر، دوره های خشک تکرار کمتری داشته و زمان بيشتری پايدار می مانند.

مک کي و همکارانش؛ (Mckee 1993) شاخص بارش استاندارد شده (SPI) را به منظور تعريف و پايش خشکسالي و تعيين کمبود بارش براي مقياس هاي زماني 3، 6، 12، 24 و 48 ماهه توسعه دادند. مرکز ملي تعديل خشکسالي ايالت متحده به منظور پايش خشکسالي و شرايط ذخيره رطوبت خاک از شاخص SPI استفاده مي نمايد. داله زيوس و همکاران؛ (2000) براساس تحليل منحني هاي شدت، تداوم و فراواني خشکسالي؛ نقشه هاي هم شدت خشکسالي را براي يونان ترسيم کردند و نتيجه گرفتند که نواحي شمالي يونان نسبت به نواحي جنوبي آن از خشکسالي شديدترين برخوردار است.

هايس و همكاران (Hayes ، 1999) گمان دارند كه استفاده کنندگان از شاخص SPI در دنيا رو به افزايش است. در ترکيه و در اکثر کشورهاي قاره آفريقا از اين شاخص در پايش خشکسالي استفاده شده است، همچنين گروه هاي ديگري مانند مرکز آب وهوايي کلرادو(آمريکا)مرکز اقليم منطقه ي غرب (CCRW)و مرکز ملي کاهش خشکسالي در ايالات متحده از اين شاخص استفاده مي نمايند.  در ايران نيز نتايج حيدري ويزداني نشان مي دهد شاخص بارندگي استاندارد(SPI) درمقياس فصلي عملکرد بهتري نسبت به ديگر شاخص ها دارد، برتري شاخص SPI در تحقيقات لشني زند و تلوري (1384) و مقدسي و همکاران (1384) و اختري و همکاران (1385) مطابقت دارد. تام؛ (1966) پي برد که توزيع آماري گاما برازش خوبي با سري زماني اقليمي بارندگي دارد.

مرکز ملي تعديل خشکسالي ايالت متحده به منظور پايش خشکسالي و شرايط ذخيره رطوبت خاک از شاخص بارش استاندارد شده استفاده مي نمايد (3NDMSَ، ۱۹۹۵). هنريکوس و سانتوز (۱۹۹۸Henriques, و. Santos) به منظور تحليل خشکسالي هاي پرتغال، ازيک مدل توزيع منطقه اي خشکسالي استفاده کردند و نقشه هاي پهنه بندي خشکسالي و منحني هاي شدت، مساحت- فراواني خشکسالي را ترسيم کردند. بنجامين و ساندرز (.Benjamin و Saunders ۲۰۰۲) رابطه فراواني و تداوم خشکسالي هاي اروپا را در مقياس هاي زماني مختلف مطالعه کرد و نتيجه گرفت که در مقياس زماني کوتاه مدت فراواني خشکسالي و در مقياس زماني درازمدت تداوم خشکسالي ها بيشتر است. داله زيوس و همکاران؛ (۲۰۰۰Dalezios) براساس تحليل منحني هاي شدت، تداوم و فراواني خشکسالي؛ نقشه هاي هم شدت خشکسالي را براي يونان ترسيم کردند و نتيجه گرفتند که نواحي شمالي يونان نسبت به نواحي جنوبي آن از خشکسالي شديدتري برخوردار است. هانگ بيان داشت يک شاخص خشکسالي زماني مفيد است که بتواند ارزيابي کمي، ساده و روشني از خصوصيات اصلي خشکسالي يعني تداوم، شدت، فراواني و سطح درگير با خشکسالي ارائه دهد (هانگ و هيز، ۲۰۰۱ Hong  و Hayes).

Hong Wu و همكاران (2001)، سه شاخص خشكسالي  بارندگي استاندارد شده،  Z چيني و ZSI را در چهار ناحيه در كشور چين كه شرايط خشك تا مرطوب را داشتند با استفاده از ۴۸سال آمار بارندگي (1998 تا 1951) و دوره هاي 1، 3، 6، 9 و12 ماهه ارزيابي كردند. در اين تحقيق شاخص SPI مبنا قرار داده شد و ساير شاخص ها و عكس العمل آنها در سال هاي خشك و تر نسبت به اين شاخص ارزيابي گرديد. براي اين بررسي از همبستگي خطي بين مقادير اين شاخص ها با SPI استفاده شد. اين همبستگي بين مقاديرSPI وCZI بيانگر اين است كه SPI وCZI معمولاً رابطه خوبي در مقياس هاي زماني مختلف، بجز در مقياس زماني ۳ ماهه و در شرايط بسيار خشك از خود نشان مي دهد.  در مجموع نتايج تحقيق فوق نشان داد كه،‌‌ اين شاخص ها توانايي خوبي براي پايش خشكسالي در مقياس هاي زماني مختلف دارد. برتري ZSI و  CZIنسبت به SPI از اين بابت است كه اين دو شاخص، بر خلاف  SPI نواقص آماري را در بين سري داده ها قبول مي كند و محاسبات ساده تري دارد. از طرف ديگر CZI نسبت به كمبود بارندگي و شرايط خشكسالي از دو شاخص ديگر عكس العمل بيشتري را نشان مي دهد و مقادير منفي بزرگتري را نسبت به بقيه ارائه مي نمايد. در صورتي كه ZSI براي خشكسالي هاي شديد قابليت زيادي را از خود نشان نداد.

 آنچه قابل توجه است در اكثر كشورها زماني پديده خشكسالي مورد توجه واقع مي‌شود كه به شدت،يعني نزديك به بحران، حادث شده باشد(Wilhite,1997). از نظر وي تدوين برنامه جامع براي مقابله با خشكسالي را با مد نظر قراردادن مديريت بحران و مديريت ريسك امكان‌پذير مي‌‌داند كه خود ازيك فرآيند چرخه‌اي برخوردار است.

 تجارب موفق کشورهاي ديگر در ارتباط با خشکسالي
پاکستان، اين کشور 5/18 ميليون هکتار اراضي کشت آبي را دارد و مقام چهارم جهان است و از سيستم هاي آبياري بسيار پيشرفته هم استفاده مي نمايد. اجراي برنامه مديريت آب در مزرعه با کمک مؤسسه بين المللي توسعه (USAID -1976 )بهبود و نوسازي کانالها- تسطيح ليزري اراضي- ترويج فن آوريها و حفاظت منابع آب (خاک بدون خاک ورزي) – ايجاد مزارع نمونه- توسعه آموزش نيرو را پيگيري مي كند.

کشور چين،10 درصد اراضي جهان را دارا ميباشد. غذاي 22 درصد جمعيت جهان را تأمين مي نمايد. حمايت و صرفه جويي در آب دو چيز اساسي است.چين جهت صرفه جويي از امکانات زير بهره مي گيرد:

 1- سازه اي :آبهاي سطحي و سيلابي، مخزني، حفر چاه، ساماندهي اراضي زراعي در قطعات، پوشش کانال هاي انتقال آب وتسطيح دقيق

2- اقدامات زراعي: عدم خاک ورزي در فصول خشک، شخم عميق فصل باران، بهبود حاصلخيزي خاک،  استفاده از مالچ آلي، اصلاح بذور و تهيه بذر مقاوم به خشکي، بهبود مديريت آب

کشور مصر،کل کشور 8/5 ميليون هکتار مي باشد که 90 درصد از رودخانه نيل و مابقي آب زيرزميني تامين مي شود. براي جبران کمبود آب در زمان خشکسالي- بهبود مديريت آب، تسطيح اراضي، کاهش سطح زيرکشت  اتخاذ سياست مشارکتي را پيش گرفته است. پس مشخص مي شود در دنيا برروي کمبود آب وخشکسا لي برنامه هاي منظم ديده شده است .

 قدرتي و داداشي (1387)سياست هاي پيشنهادي سازمان ملل در بخش آب در خاورميانه - غرب آسيا(CGO 2000)  و تجارب دو كشور پاكستان و چين را براي ايران مفيد مي دانند:

1-  حفاظت منابع آب هاي زيرزميني

  2- اثر تاثير بهره وري مصرف آب از کنترل در مصرف آب غير قانوني

 3- کنترل آلودگي

 4- بکارگيري مقررات سخت گيرانه

 5 - افزايش بهره وري در سيستم هاي توزيع و کانال

 6- تدوين حمايت مالي- حمايت و تشويق مشارکت مردمي- آموزش در روش مصرف

خشکسالی در اسران

 

همانطور كه پيشتر گفته شد خشكسالي پديده اي خزنده است و به اشكال مختلفي انسان را متاثر مي كند. نظامي و خارا (1384) بيان داشتند از جمله اثرات خشکسالي سالهاي 1377 تا1379، کاهش عمق آب، کاهش اکسيژن محلول آب، افزايش دماي آب، کاهش ميزان غذاو افزايش ميزان تغذيه توسط ماهيان را بر روي موجودات کفزي تالاب امير کلايه مي باشد.